خرید بک لینک

ماه خونین

13 یا 14 مرداد بود که خواب بابا اکبرو دیدم. شبیه وقتهایی که بچه بودم. نگران و مضطر بود و در خانه قدم می زد

16 شهریور، روز ماه گرفتگی به اندازه یک طبقه سقوط کردم. خوش شانس بودم که فقط سرم شکست با 8 بخیه...3 روز بعد یاد این خواب افتادم

حال عجیبی ست

حالا با یک ترس پنهانی از سقوط خودم و از دست دادن ناگهانی عزیزانم زندگی می کنم

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم آذر ۱۴۰۴ساعت 15:11| &nbsp توسط شفق متولی |

برچسب: نویسنده: پویان کاظمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 5:22

صفحه بندی