
ای بی تو دل تنگم ، بازیچه ی توفان هاچشمان تب آلودم ، باریکه ی باران هامجنون بیابان ها ، افسانه ی مهجوری استلیلای من اینک من : مجنون خیابان هاآویخته ی دردم ، آمیخته ی مردمتا گم شوم از خود ، گم ، در جمع...
ادامه مطلب
کار شاعر شعر است کار گندم کاردرون کار نانوا نان دریغ گندم قحطی است دریغ نانوا گرسنگی دریغ گزمه گان کشتار دریغ شاعر … چه بگویم؟ آزادی اگر نیست از شعر نیست به خاطر شاعر نیست گندم اگر نیست از شعر نیست به خاطر شاعر نیست نان اگر نیست از شعر نیست به خاطر شاعر نیست گندمزار در آتش است گندمکار در محاصره ی ِ غروب شاعر در بند حکومت گزمه گان به خاطر شاعر نیست برچسبها: علیرضا روشن +نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ساعت12:39|   توسط شفق متولی | ...
ادامه مطلب
بهارشعبده باز ماهری باشد کاشکه تو رامثل کبوتری از کلاهش بیرون بیاورد و. پرواز دهدو بعد سالهای از دست رفته رااز آستینش در بیاورد ودوبارهآن خرگوشهای سفیدتوی صحنه ها بدوندبهار شعبده باز ماهری باشد کاشکه دستمال خیس گریه هایمانرا در مشتش جمع کندو بعدمشتش را که باز می کنداز آن همه گریهفقط گلبرگهای گلی مانده باشدکه پرت می شودبه سمت تماشاچی ها...
ادامه مطلب