عاشقی کار سری نیست که بر بالین است-شیخ دوست سعدی | بلاگ

عاشقی کار سری نیست که بر بالین است-شیخ دوست سعدی

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

Home | Email | Archive | PostsList | CafeSkin

گر کسی سرو شنیده‌ست که رفته‌ست این است

یا صنوبر که بناگوش و برش سیمین است

نه بلندیست به صورت که تو معلوم کنی

که بلند از نظر مردم کوته‌بین است

خواب در عهد تو در چشم من آید هیهات

است

همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت

وآنچه در خواب نشد چشم من و پروین است

خود گرفتم که نظر بر رخ خوبان کفر است

من از این بازنگردم که مرا این دین است

وقت آن است که مردم ره صحرا گیرند

خاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است

چمن امروز بهشت است و تو در می‌بایی

تا خلایق همه گویند که حورالعین است

هر چه گفتیم در اوصاف کمالیت او

همچنان هیچ نگفتیم که صد چندین است

آنچه سرپنجهٔ سیمین تو با کرد

با کبوتر نکند پنجه که با شاهین است

من دگر شعر نخواهم که نویسم که مگس

زحمتم می‌دهد از بس که سخن شیرین است


برچسب‌ها: شیخ

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:59| &nbsp توسط  شفق متولی  | 


...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : يکشنبه 3 دی 1396 ساعت: 10:35