عاشقی کار سری نیست که بر بالین است-شیخ دوست سعدی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    Home | Email | Archive | PostsList | CafeSkin

    گر کسی سرو شنیده‌ست که رفته‌ست این است

    یا صنوبر که بناگوش و برش سیمین است

    نه بلندیست به صورت که تو معلوم کنی

    که بلند از نظر مردم کوته‌بین است

    خواب در عهد تو در چشم من آید هیهات

    عاشقی کار سری نیست که بر بالین است

    همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت

    وآنچه در خواب نشد چشم من و پروین است

    خود گرفتم که نظر بر رخ خوبان کفر است

    من از این بازنگردم که مرا این دین است

    وقت آن است که مردم ره صحرا گیرند

    خاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است

    چمن امروز بهشت است و تو در می‌بایی

    تا خلایق همه گویند که حورالعین است

    هر چه گفتیم در اوصاف کمالیت او

    همچنان هیچ نگفتیم که صد چندین است

    آنچه سرپنجهٔ سیمین تو با سعدی کرد

    با کبوتر نکند پنجه که با شاهین است

    من دگر شعر نخواهم که نویسم که مگس

    زحمتم می‌دهد از بس که سخن شیرین است


    برچسب‌ها: شیخ دوست

    + نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:59| &nbsp توسط  شفق متولی  | 


    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 3 دی 1396 ساعت: 10:35
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها