1 آبان 1395

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    دو ساله شدیم....دو سال خوب و سرشار....دوسال ....تا دویست سال و بیشتر

    سپاس روزی رسانی که دیدار تو را روزی من کرد

    سپاس روزهایی از این سالهای خاکستری که حضور تو روز نور و مهتاب شب من بود

    ***


    بر شانه ي ِ من کبوتري ست که از دهان ِ تو آب ميخورد
    بر شانه ي ِ من کبوتري ست که گلوي ِ مرا تازه ميکند.
    بر شانه ي ِ من کبوتري ست باوقار و خوب
    که با من از روشني سخن ميگويد
    و از انسان ــ که رب النوع ِ همه ي ِ خداهاست.



    من با انسان در ابديتي پُرستاره گام ميزنم.




    در ظلمت حقيقتي جنبشي کرد
    در کوچه مردي بر خاک افتاد
    در خانه زني گريست
    در گاهواره کودکي لبخندي زد.


    آدم ها هم تلاش ِ حقيقت اند
    آدم ها همزاد ِ ابديت اند
    من با ابديت بيگانه نيستم.




    زنده گي از زير ِ سنگچين ِ ديوارهاي ِ زندان ِ بدي سرود ميخواند
    در چشم ِ عروسکهاي ِ مسخ، شبچراغ ِ گرايشي تابنده است
    شهر ِ من رقص ِ کوچه هاي اش را بازمي يابد.


    هيچ کجا هيچ زمان فرياد ِ زنده گي بي جواب نمانده است.
    به صداهاي ِ دور گوش ميدهم از دور به صداي ِ من گوش مي دهند
    من زنده ام
    فرياد ِ من بي جواب نيست، قلب ِ خوب ِ تو جواب ِ فرياد ِ من است.



    مرغ ِ صداطلائي ي ِ من در شاخ و برگ ِ خانه ي ِ توست
    نازنين! جامه ي ِ خوب ات را بپوش
    عشق، ما را دوست مي دارد
    من با تو روياي ام را در بيداري دنبال مي گيرم
    من شعر را از حقيقت ِ پيشاني ي ِ تو در مي يابم

    با من از روشني حرف ميزني و از انسان که خويشاوند ِ همه ي ِ
    خداهاست

    با تو من ديگر در سحر ِ روياهاي ام تنها نيستم

    نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 12:43
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها